الشيخ السبحاني
33
رسالهء توضيح المسائل (فارسى)
2 ريشههاى مذهب در آفرينش انسان اعتقاد به خداو توجه به ماوراء طبيعت ، بر خلاف انديشه مادّيها يك فكر وارداتى نيست كه از خارج بر ما تلقين شده باشد ؛ بلكه تمايلات مذهبى يك نوع ريشه در وجود وآفرينش ما دارد و از اين جهت مذهب را در عداد امور فطرى در آورده است . اصولًا آگاهىهاى انسان بر دو نوع است : 1 - آگاهى كه از خارج بر او تفهيم وتلقين شده است و اگر عامل خارجى نبود او هرگز به اين فكر نمىرسيد . مانند : قوانين فيزيكى و شيمايى واصول هندسى كه يك رشته افكارى هستند كه از خارج به او رسيده است . 2 - آگاهىهايى كه از درون انسان مىجوشد ، و در اين آگاهى ، عامل خارجى دخالت ندارد . مانند : آگاهى انسان از گرسنگى وتشنگى خويش ، آگاهى انسان از هستى و بودن خويش . يا تمايل به ازدواج درسن خاص ، يا علاقه او به مال و مقام در مقطع معيّن از زندگى ، كه همگى يك نوع يافتههاى درونى است كه از باطن انسان سرچشمه مىگيرد و اينها را فطريات وغرائز مىنامند . با توجه به اين تقسيم ميل به خداجويى وخداخواهى ، ريشه فطرى دارد و اين مسألهاى است كه روانشناسى امروز آن راتصديق كرده وحس مذهبى را يكى از چهار حس اصيل وهمگانى انسان مىداند .